سلام
باز اومدم مي خوام براي كسايي بگم كه موندن درموندن نمي دونن معماهاي زندگيرو چه طوري حل كنن.
و چند خط هم در رابطه با پروردگارم كه تمام هستي و وجودم را مديون او مي دانم مي نويسم
باور كنيد ديوانه وار دوستش دارم من خدارو حس مي كنم شايد باور نكنيد اما راست مي گم وقتي در يك
كاري درمانده مي شم فقط و فقط توكلم به خداست فقط خدارو ميبينم كه چه طوري دست نياز منو مي گيره .
واقعا شكرش مي كنم و مديونش هستم و خودش كمكم كنه بنده مفيدي براش باشم هميشه به خداي عزيزم
مي گم منو تو اين دنيا وسيله اي قرار بده تا در هر زمينه به ديگران كمك كنم از هر لحاظ چه مادي چه روحي و........
نمي خوام خيلي كتابي بنويسم من با خداي خودم راحتم وقتي مي شينم و دورو برمو نگاه مي كنم مي بينم عجب جامعه اي شده
واقعا خدا صبرش زياده ما بنده هارو هم دوست داره باور كنيد اگه اين طور نبود همه ما تو اين دنيا به عذاب سختي گرفتار مي شديم
يه لحظه فكر كنيد اگه گرفتار يه مشكل بزرگي بشيد كي به دادتون مي رسه فكر كنيد از بندش هم كاري بر نمي ياد
باور كنيد حتي اين نفس كشيدنتونم مديون خداييد
پس چرا كاري كنيم كه ناراحت بشه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا هميشه شخصيت و اون منزلتي كه داريو زير سوال ببرن
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شايد به خاطر اينه كه ما اشرف مخلوقاتيم خدا به ما اراده داده تو دنيا با توجه به قوه عقل و انديشه مسير پر فرازو نشيب زندگي و پيدا كنيم و سعادتمند زندگي كنيم
اما بعضي ها هستن و خدا رو فراموش كردن مي دوني چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اول
به اينا هم بايد حق داد چون وقتي به دنيا ميان همون روز اول اذان تو گوشش مي خونن و مي گن مسلمان شدي آيا اين كافيه؟؟/
اين خيلي عاليه كه اذان تو گوشمون مي خونن تا با هويت بشيم اما ايا همون جامعه و خانواده اي مسلمان
كه اون نوزاد در دنيا و خانواده و جامعه متولد شده- وقتي اين نوزاد به سني رسيد كه درك مباحث زندگي
را داره ايا كسي تاحالا بهش گفته فلسفه اسلام و اصلا خصوصيات اخلاقي يك مسلمان چيه؟؟؟
و وقتي به سن تكليف مي رسه فلسفه خواندن نماز چيه؟؟
و حلال و حرام چيه؟/؟خيلي كم پيش مياد اين طور باشه
فقط مي گن اين كارو كن اون كار بده با اين نرو تو بحث سياسي وارد نشيا و...........
اي بابا خوب بايد حق بديد كه وقتي اين نوزاد به سن بلوغ مي رسه مي خواد خيلي مسايل در زندگيش تجربه
كنه پس نگيد كارت اشتباهه(مثلا نگيد اين پوشش به عرف ما نمي خوره ) چون اين ضعف در بين خانواده
و فرهنگ جامعه هست نه جواناني كه به سن بلوغ رسيدن(چون اونا تو يه دنياي عظيم كه پر از سوالات و معماهاي مجهول هست وارد شدن )
و اينم بگم حس كردن و شناخت خدا كار سختي نيست اينم بگم من آدمي نيستم كه همه چيو به خودم سخت
بگيرم مي خورم مي گردم موسيقي گوش مي دم اما خدارو فرامش نمي كنم كار خلاف اسلام انجام نمي دم
چون هيچ وقت نخواستم اون نجابت و شخصيت و حجب و حيايي كه خدا به من داده از دست بدم و زير سوال بره
اما ما جوانان به خاطر شخصيتي كه داريم و ارزشي كه داريم بايد به همه و بزرگترها بگيم و ثابت كنيم كه
اگه شما هم بعضي هاتون دينتونو نشناختين و اگه شناختيد اما اين شناختتون درونش يك سري سوالات
مجهوله اما ما مي خوايم كامل بشناسيمش نمي خوايم بچه هاي ما و آيندگان ما اين طور بشن كه معماهاي
مجهول زندگي اونارو سردر گم كنه چون مي خوايم تو جامعه اي زندگي كنيم و زندگي كنند كه بدون هيچ
مشغله فكري به فعاليت و پژوهش دست پيدا كنيم
پس ما بايد تعادل را در زندگي و جامعه كه در آن زندگي مي كنيم برقرار كنيم چون بايد زندگي كنيم
پس ما مي توانيم
و نگذاريم با ما مثل مهره هاي شطرنج بازي كنند
به اميد زندگي بدون مشغله و جاويدان توكل كن ويا علي گوي و پيش رو
تو مي تواني چون اشرف مخلوقاتي فقط لحظه اي بيند يش به فلسفه اي كه به خاطر آن خلق شده اي
نوشته شده توسط ريحانه در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 0:21 موضوع | لینک ثابت
سلام
تا حالا دقت كردي كه تو زندگي ممكنه يك سري حوادث پيش بياد كه برات خيلي جالبه و يك دفعه به فكر فرو بري و تعجب كني؟؟
مثلا سه روز به اغاز امتحانات پايان ترم مونده با خيال اينكه همه جزوه هات كامله مي ري مي گيري مي خوابي بعد شب امتحان كه مي شه مي شيني اون مطالبي كه داري و مي خوني تا فردا مثل شير سر جلسه بري و به اميد اينكه با دادن اين امتحان نمره 16 مي گيري و معدلت بالا مي ره شب و صبح مي كني
صبح كه مي شه مي بيني يك ساعت ديگه امتحان شروع مي شه مي ري اماده مي شي و تو يه دستت كتاب و تو دست ديگتم يه سادويچ كه توش عسله تا با شيريني كه عسل داره مغزت سر جلسه انتن بده
خوب وقتي از منزل اومدي بيرون مي ري سوار تاكسي مي شي تو تاكسيم مي خاي يه نگاهي به كتابت بكني راننده تاكسي از يه طرف صداي راديو بلند كرده از طرف ديگه هم همش صحبت مي كنه. تو هم چاره اي نداري و همش مي گي بله درسته اما اون راننده كه نمي دونه تو دلت چه اشوبيه
خلاصه كرايتو مي دي و وارد دانشكده مي شي مي بيني بچه ها گرو ه گروه وايستادن از هم اشكالات و مي پرسن تو هم كه احساس عالم دهري مي كني مي ري جلو و مي گي
سلام چه سواليو متوجه نشد ين
اونا هم سوالو بهت نشون مي دن بعد از نگاه به سوال مي گي بابا اين ديگه چه سواليه مطمئنيد كه چنين سوالي تو كتاب بوده
بعد يه نفر مي گه نه تو كتاب نبوده اما استاد 53صفحه جزوه تكثيري داده گفته از 11 سوالي كه مي ده 9 موردش تشريحي و از جزوه تكثيريه مگه تو جزوه رو نخوندي؟؟؟؟
وايييييييييييييييي اون وقته كه كل صحنه هاي كه ديشب و صبح برات اتفاق افتاده جلوي چشات مثل مترو تند رد مي شه و يهو مي شيني زمين دست و پاهات به لرزه مي افته و مي گي خاك بر سرم حالاچه كنم كه بيچاره شدم
يكي مي گه درسو حذف كن يكي ديگه مي گه حالا بيا سر جلسه امتحان بده شايد قبول شدي
يكي مي گه با استاد صحبت كن
ام خودت يه دفعه رجوع مي كني به توكل كردن به خدا
خلاصه مي ري سر جلسه مي شيني مي بيني همه با خيال راحت نشستن اما تو دلت يه چيزي مثل كشتي هي بالاو پايين مي ره
استاد مياد و برگه هاروتوزيع مي كنه و چند تا مراقب كه مثل ماموراي( اف بي آي ) تو جلسه هستن مواظب هستن كاري نكني
وايييي نمي دونم برگرو برگردونم يا نه
بيخيال فوقش يا قبولم يا مي افتم اما توكلم به خداست خدايا كمكم كن
يه دفعه مي بيني همه بچه ها سر جلسه داد مي زنن ااااااااااااااااااااا استاد اين چه سواليه مگه نگفتيد تشريحي امتحان مي گيريد و از جزوه خودتون
بعد فكر مي كني داري رويا مي بيني اما نه اينا صداي بچه هاي كلاسه آره دارن اعتراض مي كنن
برگه رو بر مي گردوني سوالارو مي بيني بلههههههههههههههه
همش از كتابه الا سوال آخر كه تشريحي و از جزوه استاده و تو هم سوالارو دونه به دونه جواب مي دي به جز سوال تشريحيو
خلاصه اولين نفر كه برگه رو مي ده تويي و از استادم بابت امتحاني كه گرفت تشكر مي كني و از جلسه بيرون مي ري و با خيال راحت مي ري منزل تا امتحان روز بعدرو بخوني
خوب فكر مي كني وقتي كه قبل از امتحان همه بهت گفتن كه امتحان از جزوه استاده و توهم دست و پاهات لرزيد به كي پناه بردي؟؟فكر مي كني چه كسي صداتو شنيد؟؟
آره درسته اصلا شك و ترديد نكن اون پروردگار تو ست كه صدا تو شنيدوكمكت كرد
حالا بهتر نيست بشيني و يكم فكر كني و ببيني خدا چه قدر به تو كمك كرده در بدترين شرايط راهو بهت نشون داده و دست نيازتو گرفته اما تاحالا شده يك با ر موفقيتت رو مديون خدا بشي ؟؟
بهتره بشيني و فكر كني چون مطمئن باش اگه خدا نباشه تو اين دنيا تو هيچي
پس راسته كه مي گن با خدا باشو پادشاهي كن
موفق باشي
نوشته شده توسط ريحانه در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت
زندگي جالبه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟
مي گن قديما همه به هم اعتماد داشتن 1لاخ سبيلشونو گرو مي زاشتن و وسايلي كه لازم داشتنو مي گرفتن تا وقتي پول دستشون اومد پولو بدن و سبيلشونو پس بگيرن
خيلي جالبه خيلي اما اماااااااااااااااااااااااااااااااااااا حالا چي آقايون سبيلشونو از ته مي زنن تا مگر كسي ادم حسابشون كنه(البته اين شامل حال بعضي ها مي شه نهههههه همه؟؟؟)
بعضي ها خودشونو شكل بچه + مي كنن تيپ +مي زنن وقت اذان مي شه زود تر از همه مي ره وضو مي گيره مي ره صف 1 به خدايي كه هنوز خودش اونو نمي شناسه اقامه مي كنه اما ادعاي مسلموني و دم از ايمان مي زنه ….
و بعضي ها هم موهاشونو مثل سبزه 13 به در (عيد نوروز)بلند مي كنن تا مگر خدا فرجي كنه و يكي از راه برسه و گرش بزنه...............
خوب البته بعضي از اينا مي يان دانشگاه درس مي خونن به جاي اينكه بعضي رفتاراشونو عوض كنن بقيه هم مثل خودشون مي كنن اونارو تبديل به 1 دلقك مي كنن و همش بلف مي زنن ما فلان چيزو داريم مي سازيم ما بچه هاي مخي هستيمو از اين اراجيف بيهوده
راست مي گنا واقعا نمي شه ادم هارو از ظاهرشون بشناسيد بيچاره پدر مادرشون كه دلشون خوشه ادم تحويل جامعه دادن اما…………
خوب اي پدر مادرا- خوب اين بچه هاي شما فرشته هستن مگه خبر نداشتيد؟؟؟؟
تازه به كبريت دست نميزنن ااااااااااااااااااااااااااااا نه نه نگيد اصلا نمي دونن سيگار چيه(بين خودمون بمونه ها فقط وقتي كلاسا تمام مي شه مي رن پيش اغذيه فروشي يه لوله سفيد كه از نوع كاغذه و داخلشم به جاي تنباكو اسپند مي زارن روشنش مي كنن تا نكنه اين گلاي مثلا خوشبو چشم بخورن به قول خودشون مي گن داريم دود مي كنيم بگيم باكلاسيم بابا آدميم)
آخيييييييييييييييييييييييييييييييييييي بابا آدمJ
راستي اينا به دختراي مردم كاري ندارن به قول غيرتشون مي گن اينا همشون مثل آبجياي خودمونن
ااااااااا اصلا بچه فقط مي گه درس(اما نمي دوني وقتي كلاسش تمام مي شه اولين كاري كه مي كنه به اولين
دختري كه رسيد مي گه خانم خشگله عروس ننم مي شي ؟؟؟اينو به دختر خانم هاي ماماني بگم در جوابشون
بگيد جوابتو بيا پيش انتظامات دانشگاه بدم اگه نخواستي با كفشم جوابتو مي دم البته اينجا به يك نكته فني
اشاره مي كنم كه:
فراموش نكنيدااااااااااااا كفشتون حتما پاشنه دار باشه )
راستي اينا(چه اين مثلا فرشته ها از نوع پسر باشه چه دختر) از خدا هم نمي ترسنا فقط مي گن ما مسلمونيم
ااااااااااااااااااا خوب مسلمونه ديگه دست از سر خونه كلاغيشون بر داريد راستي اينا موقع نقشه كشيدن وسايل نقشه برداري
و خط كشو راپيدو چندتا كاغذ بردارناJ
راستي مگه بده ادم ظاهرشو حفظ كنه اما اما اما اينا باطنشونو به جاي اينكه نوراني كنن سپردن به دوست جون جونيشون شيطون مارمولك
ااااااااااااااا ببخشيد شيطون مارررررررررررررمولكككككككككككككككك
مي دونيد مارمولك كيه :
1-اونيه كه خدانترسه
2-اونيه كه فقط ظاهرش مسلمونه
3-اونيه كه نماز مي خونه به قول خودشونم پدر مادر بيچارشون اينارو ادم تحويل جامعه دادن اما نمي دونن اينا عجب مارمولكايي هستن كه با حشره كشم نمي ميرن
4-مارمولك :يعني مار+مو+لك
يعني مثل مار اروم اروم خيز خيز مي رن جلو رو مخا كار مي كنن بعد
مو نمي دونم يعني چيييييييييييييييJ
بعد لك يعني لكه خاري و بيچارگيو تو قيامت پيش خدا رو پيشو نيشون دارن
6-اگه دقت كنيد مار ظاهر زيبا(پوستي زيبا )داره اما داخل بدنش پره ذهره(ادماهم ظاهرشون زيبا اماااااااااااااااااا......................................)
خلاصهههههههههههههههههههه
5-اهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي مسلمون اههههههههههههههههههههههههههههههاي كه ادعاي عالم
دهري مي كني ااااااااااااااااااااهاي خدانترس اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهاي كه خودتو نشناختي
يكم به خودت بيا اين قدر تو اين دنيا گناه نكن.
شايد اين مطالبي كه گفتم براي خيليا جالب نباشه امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا من خدارو شناختم البته نه از
طريق اينترنت و نه از طريق ( اي دي ا سل)از طريق قلبم احساسش كردم و عاشقانه دوسش دارم
راستي نمي گم تو دنيا شاد نباش نمي گم حتما بايد توري بريو بياي كه خسته بشي فقط يه جور برو بيا كه كسي
جرات نكنه بگه بالاي چشات ابروي و .....................(قابل ذكر آقايون شماهم قول ظاهر اين دختراي
مارمولكيو نخوريدا و شما دخترا هم قول ماشينو مو فشناروو بچه +هارو نخوريداو...)
خوب فقط كافيه يكم بشيني فكر كني كه لذت هاي دنيارو كه مي دوني چيه و ممكنه بي ابروت كنه چه تو اين دنيا چه تو قيامت (لذت مادي و............) كنار بزاري
يكم اگه لطف كني به خودت بياي تا همه تو قيامت خوشحال باشيم كه رو سفيديم نه رو سياه
در آخر ايناي كه گفتم شامل همه ادما نمي شه شامل كسايي مي شه كه خودشون خوب مي دونن چه كارايي
كردن چون بايد بدونن يكي اون بالا داره نگاهشون مي كنه
خلاصه از من گفتن بود فعلآ بابايJ
نوشته شده توسط ريحانه در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 0:0 موضوع | لینک ثابت
سلام
به زودی با یه متن جالب میام درگیری درس نمی زاشت آپ دیت بشم
فعلا بابای![]()
نوشته شده توسط ريحانه در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY